دفتروکالت مرا
دستهای گرم قاصدک گشوده است
اشکهای گرم عاشقان
با تمام واژگان لایحه چکیده است
ناله های لاله ها
درگلوی بادها شکسته است
عاجز از تلفظ عدالتم
بیتهای من
مثل بادها که بیتها خراب می کنند
گاه تند میشود
باز هم به گوشهای کر هزار نعره می زنم
باز دادمی کشم
باز هم جنون من
می کند رها مرا ز سوء نیتم
قصد من همیشه عاشقی است
قصد من نتیجه نیست
فعل نیست
قصد من 1 1 است:(!)
تیمورزمانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا میرزایی