خرید بک لینک
از قاف گذشتیم و رسیدیم به اوقاف

اوقاف چو سیمرغ برآمد به سر قاف

چون چشمه جوشان شده جاری برکاتش

سر برکاتش شده سرشار از اوصاف

شد حبس اگر شاکله و سازه ی اعیان

تسبیل شده منفعت عشق از انصاف

بر سر در موقوفه نوشتند چه شفاف

داناست به فرق سره و ناسره صراف

"حافظ " ز سر مستی و از شیخ چنین گفت

اوقاف حرام است و حلال است می صاف

صلحی کن و بازآ که شده صلح تو هم وقف

این غنچه در آخر شده گل از همه اطراف

شعر و غزل از شاعر و انصاف از اصناف

برچسب: نویسنده: ایلیا میرزایی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 17:08

صفحه بندی