
خوشا اقلیم خوزستان و خورشید خطرخندشپسین و صبح نخلستان، شب کارون و اروندشجواهر شرمگین، چون کیمیا، از خاک زرخیزشو شیرین کام دریا زآبهای آبرومندشزمستان رفته است از یاد تقویمش که هر سالیبهاران ست و تابستان، خزان هم روزکی چندشپس از ایام نوروزی، به تابستان گراید سالبهار از سینه آذر، بوَد تا ساق اسفندشبه نخلستان از آن بینی به سر هر نخل را چتریکه آتش بارد از خورشید قهّار ظفرمندششقایقزارها بینی شکفته در زمستانهاکه در جای دگر هرگز نمیبینی همانندشاگر من پیش از این میدیدم اینجا را، نمیگفتم:خوشا تهران و چشما...
ادامه مطلب