ورودی های 71 حقوق شیراز

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «پیرانشهر» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : غزل پیرانشهر ٢ و غزل پیرانشهر

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت ورودی های 71 حقوق شیراز دسترسی پیدا کنید

غزل پیرانشهر ٢

برای شعر پیرانشهر امید بربسیلی نیستگرانی می کند غوغا, دگر مهمان ایلی نیست شبیه هلکه ی کوردی, جوانمردی شده نایابچو حلوا می شود نسیه ,به شیرینی سیلی نیست نه رونی زرد ماند و کوفته شوربا بر سر سفرهچنین شد سبک خوب زندگی, بحث بخیلی نیست غزل با( دست من کوتاه و خرما بر نخیلی )بودچه حاجت بر درازی ها چو خرما بر نخیلی نیست در اینجا شهرک است و کهنه خانه کهنه لاهیجانچه می دانم چرا اینجا چو کرمان سلسبیلی نیست به پشتیندی دل دختر شده سرمست از شادیمیان این همه شادی, به ناشادی دلیلی نیست به پیرانشهر شعری گفتم و شد ثبت دیوان هابه دیوان ها بجز ایزد ,(زمانی) جان وکیلی نیستتیمورزمانی ١٤٠٢/٠٩/٢١ ...

ادامه مطلب

غزل پیرانشهر

مکرر یاد پیرانشهر کن تا ساغری داریمگر در زاگرس بهتر از این افسونگری دارینمی گنجد در این ابیات وصف شور شیداییبیا باغ بهشتی بین چو حال بهتری داری نمی گویم من از خرپاپ و پردانان و قندیلشکه تو گمگشته ی بازاری و چشم تری داریز پیران , آن سپهسالار تورانی نمی پرسمدر ایران از جوانان تکاور لشکری داریچه شد آن سکه های خسرو پرویز ساسانیخیالم بود از آن گنجینه تاج و گوهری داری چو کانی لوسه کان عشق شد تا قند پیرانشهرتو گویی پرده پرده شهر نیکو منظری داریپر از غوغای کردستان و در هل پرکه می بینیبرای سفره دل ها بسی غارتگری داریمیان چار فصل دلکش این شهر رویاییچو روی ماه در شبها, چه زیبا پیکری داریبیا با بربسیلی رحمت حق می شود نازل برای شام مهمان غریب آذری داری پر از چین تمرچین مرز و راه کربلا زان سومیان موکب از عطر حسینی کوثری داری در آن سوتر خورنج و دستچین سنگ و افسانهبرای لک لک آنجا هوای دیگری داری شکایت می ...

ادامه مطلب