ورودی های 71 حقوق شیراز

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «مثنوی» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : مثنوی یزد و مثنوی بوشهر و مثنوی نایین و مثنوی پدر به زبان آذری و مثنوی بوکان و مثنوی جیرفت و مثنوی سنتدج و مثنوی همدان و مثنوی تبریز

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت ورودی های 71 حقوق شیراز دسترسی پیدا کنید

مثنوی یزد

در آن خطه ، پر بوده مهر گیاه مشاهیر آنجا همه مثل ماهچو تعطیل شد سینماهای یزد ز حیرت شدم در تماشای یزد کویر و کویر و کویر و کویر دل عاشقم از محبت اسیر فرستاده سیمای تابان یزد بر امواج ، سیمای خوبان یزد هوای خوش باغ گندم رسید دل رفته از دم به مردم رسید ترافیک شد، لرد کیوان کجاست ؟ در این زندگی، آب حیوان کجاست ؟به زندان اسکندر نامدار ضیاییه شد مکتب ماندگار گل سرخ و مهرنگار و بهار همه گم شده در هوای نگار چه نوری گرفته ست نارِ ستان که تاریک شد دخمه ی خامشان لب خندق و خنده هایی به لب همه روشن از ماه زیبای شب "زمانی" رسیده زمان درود سلام تمام و درود و سرود ________________________________بتاریخ دوم بهمن ماه ١٣٩٤ قلمی شد ...

ادامه مطلب

مثنوی بوشهر

مثنوے بوشهر سلام و درودے در این حال و روز ز رام اردشیر است و بوشهر و سوز جلالے ملالے ندارد ز تو در آنجا خیالے ندارد ز تو من از کوتے و شنبدے دلخوشمز سنگے به جفره رسید آتشمچو بازم بدارے به فرمان ایست ز دستڪ به تنگڪ بباید گریست تو خواهے که شاید جهان نو شود ز نیدے به توحید مینو شود ؟دریغ است و هیهات از این آرزو کجا مے توان گفت راز مگو ز عاشورے و باغ زهرا بگو به سر تل دمے از دل ما بگو که تنگڪ غریب است و تنگڪ رییس هوا شرجے آمد چو چشمان خیس من از پودر تا کوے فرهنگیان ندیدم ندیدم بجز عاشقے در میان ز ریشهر تا شهر رے رفته ام به بوشهر هم مثنوے گفته ام برو کوش پوش و عباے سیاه که در هیبت توست خیل سپاهبه قبله برو با دو دست دعابه باران چشمے و سے او ...

ادامه مطلب

مثنوی نایین

مثنوی نایینبه نایین بگو قلب ایران زمینکه نی ناله ها دارد آنجا یقینکه زینت بدو داده عاشورگاهز غارت چو قلعه نگردد تباهدر قلعه را باز محکم ببندکه دل ها شده از غمش دردمندبه نایین زیبا جدید و قدیمز سرداب عبایی بیار ای نسیماز آن مسجد جامع اولینکه دل می برد از همه متقینچهل چله باز از چهل دخترانبه بازار نایین, بلند اخترانبرو خواجه تا مسجد خواجه بازکه گل می کند عشق راز و نیازبرو مسجد مغربی با وضوکز آنجا رسی تا دل چارسواز آن طاق ضربی از آن گنبدیفرو ریخته قسمتی از بدیبرو در مصلی نمازی بخوانز تاریخ آنجا فرازی بخوانکه ایوان در ایوان آن دیدنی ستچو گل در گلستانه بوییدنی ستتیمورزمانی١٤٠٢/٠٥/١٧ ...

ادامه مطلب

مثنوی پدر به زبان آذری

#آتاآی چیخار هر گئجه کی بلکه سنه بیر جان آتا بیر جانیم وار بو جوانلیقدا سنه قوربان آتاگوهر الده اوشاق ایکن نئجه بیلمز قدرین قدریین تانری بیلیر، قیمتی نی قرآن آتاتربیت کسب حلال نان بیزه قسمت اولدوقس...

ادامه مطلب

مثنوی بوکان

به نام خدا مثنوی بوکان من از بوک بوکان و از کان عشق ندیدم به جز روی خندان عشق دل از حوض گوره نه جان در برد نه آواز زیرک به دل برخورد شده خان مکری در آنجا عزیز شده جان بکری در آنجا بریز من از ایل تیم...

ادامه مطلب

مثنوی جیرفت

.جیرفتجیرفت غبار از جمال تو مهتاب گفت ز جیرفت سیلی چو برخاست، رفت خیال تو تا خلوت ماه رفت دل عاشقم تا علم شاه رفت شمال و جنوب و در این روزگار رسیده به جیرفت، باد لوار حکایت کنند از جلیل و خلیل همه عا...

ادامه مطلب

مثنوی سنتدج

.مثنوی سنندج مثنوی سنندج از آبیدر آمد نسیم بهشتبر ای سنه درس عشقی نوشت(کلاقاه) بگذاشت بر کوچسار سنندج شکفت از یمین و یسار به دور کمر ، شال و پشتینه بست که این لذت از عشق نتوان گسست مثال یلان، زنده شد...

ادامه مطلب

مثنوی همدان

مثنوی همدان .مثنوی همدان دل عاشق اینک که در بند توستگرفتار عشق هنرمند توست بلندای الوند و تاریخ ماد در این خاک زرخیز مانده به یاد در این گنج نامه، در این چشمه ساردر این رنج نامه، در این آبشار ستوده شد...

ادامه مطلب

مثنوی تبریز

مثنوی تبریز مثنوی تبریز تو ای سینه ی زخمی سرزمین تو ای مشت فولاد ابریشمینتو ای رشک شاهنشهان جهان تو ای سنگر عشق ستّارخان تو ای شمسه ی شمس تبریز من تو دنیای عشق دل انگیز من ز تو کینه دارند این دشمنا...

ادامه مطلب