اخوان و خوزستان
خوشا اقلیم خوزستان و خورشید خطرخندشپسین و صبح نخلستان، شب کارون و اروندشجواهر شرمگین، چون کیمیا، از خاک زرخیزشو شیرین کام دریا زآب های آبرومندشزمستان رفته است از یاد تقویمش که هر سالیبهاران ست و تابستان، خزان هم روزکی چندشپس از ایام نوروزی، به تابستان گراید سالبهار از سینه آذر، بوَد تا ساق اسفندشبه نخلستان از آن بینی به سر هر نخل را چتریکه آتش بارد از خورشید قهّار ظفرمندششقایق زارها بینی شکفته در زمستان هاکه در جای دگر هرگز نمی بینی همانندشاگر من پیش از این می دیدم اینجا را، نمی گفتم:خوشا تهران و چشم انداز بشکوه دماوندشلب کارون و اروندش تفرجگاه ها بینیکه از حسرت کند خون در دل تجریش و دربندشمسافر بیند ار شب های کارون و بلم رانینخواهد بود دیگر هیچ جا چندین خوشایندشخبرها می شنیدم حسن سبز هند را بسیارولی دیدم به خوزستان عیان بی مثل و مانندشمکرر کن «امید» این نغمه تا خاطرنشین گردد:خوشا اقلیم خ...
ادامه مطلب